رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

پایان چهار ماهگی رادینم.....

1390/12/12 20:03
706 بازدید
اشتراک گذاری

نهم اسفند ٩٠

عشق مامان امروز شما چهار ماه از زندگی قشنگت گذشته و وارد پنجمین ماه شدی عسیسم.

چهارماهگیت مبارک مامانی جوونمFlower

اول اینو بگم که شنبه 6 اسفند برای چک ماهانه بردیمت پیش دکتر ذبیحی که انصافا دکتر خیلی خوبیه.

چند روز زودتر رفتیم چون که این ماه واکسن داری و گفتیم قبلش چک بشی که خدا رو شکر باز هم همه چیز عالی بود.... دومین دلیلش هم این بود که پوست صورتت خیلی ملتهب و قرمز شده بود و جوشهای ریز زده و این حالت ها روی پوست بدنت هم نمایان شده بود.که دکتر گفت یه حالت حساسیته که ممکنه تا 7 ماهگی ادامه داشته باشه و یه کرم داد و بعد از دو روز کاملا خوب شد.(دست آقای دکتر درد نکنه).

خلاصه دوشنبه شب هم مامانی زری با اینکه حال خودشم زیاد خوب نبود اومد خونمون و منم بردمت حموم که شب هم سرما خوردی و سه شنبه صبح هم اول بهت قطره استامینوفن دادم و بعد ساعت 9 همراه باباجوون رفتیم مرکز بهداشت کادووس.

شما هم که خواب بودی و برای تزریق لازم بود که حتما بیدار بشی.خلاصه با هزار مکافات و شستن صورتت بیدار شدی و توی بغل باباجوون واکسنت رو زدن و یه کوچولو گریه کردی.

بعد از ظهر هم بخاطر سرماخوردگی دوباره بردیمت پیش دکتر ذبیحی و یه شربت سرماخوردگی بهت داد.

خلاصه تا بعد از ظهر حالت خوب بود و من هم پاتو کمپرس میذاشتم و قطره ات رو هم هر 4 ساعت بهت میدادم و شما هم کلا روی پای مامانی خواب بودی، که یهو تب شروع شد........واااااااااااای چه تب شدید و بدی بود.سرما خورده هم که بودی دیگه بدتر.

شب کلی گریه کردی.گریه ای که تا حالا سابقه نداشت طوری که دیگه لباس پوشیدیم ببریمت بیرون شاید تو ماشین بخوابی.پستونکتم اصلا نمیخوردی.اما یه کم آروم شدی و باباجوون و مامانی ساعت 2 خوابیدن و من تا ساعت 7 صبح بیدار بودم و پاشویه ات کردم و دستمال روی پیشونی ات گذاشتم تا یه کم تبت اومد پایین.من هم از ساعت 9 تا 10:30 خوابیدم و تا بعد از ظهر همینطور تب داشتی و جای واکسنت هم خیلی درد میکرد.

دیگه از بعد از ظهر بهتر شدی.تازه توی این همه سختیهای واکسنت من هم حسابی سرما خوردم.

این دفعه خیلی اذیت شدی.هم درد پای کوچولوت زیاد بود هم تبت.

اما خدارو شکر به خیر گذشت.

 

اینجا رادینم تب داره

 

 

اینجا بعد از دو  روز حالش بهتر شده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

ازاده مامانه هانا
12 اسفند 90 20:32
الهیییییییییی یاسمن چه مظلومه تو عکس اولی دلم اتیش گرفت جیگرمه ایشالا هیچ وقت مریض نشی گله خالههههههههه

4 ماهگیت مبارک عزیز دلم دوماد بشییییییییییییی ایشالا


ممنونم خاله جوونم که زود بهم سر میزنی.
خیلی دوستت دارم خاله آزاده جوونم.
هانا جوون رو ببوس خاله جوونم از طرف رادین البته یواشکی
یاسمن
12 اسفند 90 20:43
سلام خاله جون ممنون از لطفتون بازم سربزنید. راستی خوشحالم که اسمامون یکیه!
مامان رهام
13 اسفند 90 11:20
سلام ياسمن جون .5ماهگي گل پسرت مبارك.امان از اين واكسن من كه هر وقت رهام واكسن داشت تا يه هفته حالم بد بود.خدارو شكر تموم شد تا 6سالگي.اميدوارم واكسناي بعدي راحتترباشه
mami neda
13 اسفند 90 23:29
سلاممممم.. مبارکه عزیزه دل خاله.. 120 ساله بشی پسمل خوجل
مروارید مامان آوا
14 اسفند 90 14:53
عزیزم چهارماهگیت مباااااااارک
خاله قربونت بره که موقع تب اینقدر مظلوم شدی


قربوونت برم عزیزم
زهرا مامان مه سما
15 اسفند 90 14:25
4 ماهگیت مبارک عزیز دلم الهی بگردم که این دفعه اینقدر اذیت شدی مه سما هم ایدفعه خیلی اذیت شد

آره خاله جوون.هنوزم پس لرزه های واکسنش اذیتش میکنه
farnaz
15 اسفند 90 22:03
میدونم رادین جونم که از دست خاله کلی دلگیری.حق داری . ولی بهت قول دادم که اینور سال بیام و ببینمت و مطمئن باش میام . الهی دورت بگردم که اینجوری مریض شدی و تب این واکسنت اذیتت کرد . خیلی مراقب خودت باش عزیزم . ماشالا که یواش یواش داری آقا میشی . صورت ماهتو ممیبوسم .
مامان یاسمنش .... دوستت دارم کلی و دلم برات یه ذره شده . راستی شماره دکتر ذبیحی و آدرسشو برام اس ام اس کن . واسه اون دوستم میخوام . توام مراقب خودت باش عزیزم . بزودی میبینمت .

چشم عزیزم
مریم مامان عسل
16 اسفند 90 4:54
هی وای من! الهی بمیرم که انقدر دردت اومده خاله جون! یاسمن جان دل منم به شور انداختی! عسل اوا آذر بدنیا اومده و واکسن 4 ماهگیش میشه اول فروردین! چون تعطیله باید بعد از 13 برم بنظرت اشکالی نداره؟! نگران بی آرومی بعد واکسنش هم هستم خیییلی!
باران ارديبهشت
19 اسفند 90 22:16
چه 4 ماهگيه دردناكي الهي اشكال نداره خاله ماه ديگه درد نداره برات جشن ميگيره مامانت
مامان رهام
22 اسفند 90 11:13
باعث افتخار است که عرض شادباش و تبریک اینجانب زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . پیشاپیش عیدتان مبارک
شيرين
24 اسفند 90 2:32
اخي نانازييييييييييييييييييي....بووووووسسسسسس
مریم مامان پندار
24 اسفند 90 17:46
4ماهگی ات مبارک باشه عزیز دلم فدای تو بشم که تب کردی

خدا نکنه خاله جوونم
ازاده مامانه هانا
26 اسفند 90 14:35
خاله بیا وبتو اپ کننننننننننن
دلمون تنگ شده واسه چشاش


چشم خاله جووووونمممممم